عینکی
خودت هم بخواهی! ’پسَت نمی دهم....
برگرد..
سنگ هایی هست
که با تو وانکندمِشان
..
برگرد
..
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 15:20 توسط آستیگمات
فکر را آزاد بگذار تا زنگ همهی خانهها را بزند و فرار کند...
کم کم میبینی که بهتر میبینی ...
ایده از وبلاگ پاشویه
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
مرداد ۱۳۹۸
بهمن ۱۳۹۵
دی ۱۳۹۵
اردیبهشت ۱۳۹۵
فروردین ۱۳۹۵
آذر ۱۳۹۴
مرداد ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
نویسندگان
آستیگمات
عینکی
پیوندها
لنگه جوراب
هذیان های یک پاپتی
پویان، نیکان و کارخانه شکلات سازی
* روز نوشت های یک فیزیک چی *
چتری زیر باران
صدای پای آب
shadow
و هیچ سایه ای سر جای خودش نیست
ترانه دلتنگی
BLOGFA.COM