نشانه برو..

احساست را تقطیع کنی و
باوَرَت را باروت
وَ 
شلیک؟!...
.
.
.
هوم !
قلبت را خوب،
نشانه رفته ای .. ·

ببخشید چسب نیست که

 تکه های دلی را

 تکه های دلم را

 بچسباند به هم

 مهدیه لطیفی

دلم برای اینجا لک زده بود....

مقصر ؟
من نیستم..
مقصر! 
تمامِ دیوارهایی ست که پنجره شان باز شده 

رو به تو ..

بوسه اما هنوز...

او نبود

بوسه اما هنوز

روی لب های تو بود..

سرودنت سخت است..

 سرودنت سخت است

برای شاعری که تمام قلبش 

منتهی شده به شعر قبلی..

آینه هم مدیون توست
زیباییش را
نگاهش کن؛
مرد به زن گفت..

 
زیبایی زن را
در آغوش کشید
قاب عکس،
از ترس آن که
گلوله ی زمان
به پیشانی اش بخورد ..
30 فروردین 95

زندگی نکرده ام!!

زندگی نکرده ام!
زندگی را  گذاشته ام
با تو..
..

بوسه ای..

همه ی من بوسه ایست
از دور!
در آرزوی نشستن
رویِ گونه ی تو..

عشق چیز عجیبی ست.. تو را پیش بینی می کند، زخم هایت را می بوسد، حالت را خوب می کند وَ آنقدر بالا می برد که ترس از سقوط از خود سقوط ترسناک تر می شود.. و تا هوس می کند تو را در یکی از دست اندازهای پیش بینی نشده یِ عمیقش هول می دهد، زلزله ای به جانت می اندازد که چیزهایی که نباید بلرزند می لرزند، چیزهایی که نباید بریزند می ریزند.. و تو را در فکر این که آیا به انتهای بزرگِ عمیقش خواهی رسید غرقت می کند!..
عشق چیز عجیبی ست.. تو را شروع می کند و پایانت می دهد..

7 آذرماه 94

 

خیابانِ بلندی شده ام 
در خواب!
شاید که
 بُگذری از  آن..

تو که ..


 گل
باید گرفت
بر سر تمامِ شعرها!
تو که نباشی...

رو به تو ..


مقصر ؟
من نیستم..
مقصر!
تمامِ دیوارهایی ست که پنجره شان
 رو به تو باز می شود..

برای برادر عزیزم..

دوست داشتنت جادویی ست،

که شاعر می کند آدم را !

دیدی شاعر شده ام؟..


هوا که دو نفره شد..
من هم دو هوا شدم!!
...
..

سقوط می کنم..


در عصری که
به هواپیماها هیچ اعتباری نیست،
هوایی ام کرده ای ..!

برف نبود که..


امروز برف نبود که می بارید!.. برفِ شادی بود که هی می بارید ..خدا انگشتش را روی برف شادی گذاشته بود و فشار می داد و تنِ شهر را سفیدپوش می کرد ...شیطان هم بیکار ننشسته بود که.. رفته بود در جلدِ آدم های بزرگ و کوچک و هِی وسوسه شان می کرد که گوله برفی ذرست کنند و جای زدنِ لبخند، هم را بزنند .. تازه آدم برفی بود که به دنیا می آمد.. ما خودمان امروز یکی را به دنیا آوردیم... و لباسمان را تنش کرذیم..


این روزها پُرِ پروانه ام در هوا ..
شایدم باد!
می خواهم بروم 
از روزهایی که
می آیی ..


+پ.ن

من رفته ام از روز هایی که
می آیی ...


برگرد..


سنگ هایی هست
که با تو وانکندمِشان
..
برگرد ..

جایِ همه شان..


حساب و کتاب هایی که به حِساب نمی آیند و
جایِ همه شان،
تو را می گذارمت 
به حساب..

هِِی وَ هِِی

تو را

هِی دوستت دارم و

هِی تمام نمی شود این

دوستت دارم هایت.. !


شعری که..


فکر کن
من تو را داشته باشم ..
وَ تو مرا ..!
.
.
شعری که خدا هرگز نسرود.. !

نقطه ی تکرارِ ..


گاهی .. هوایی که بی هوا به سرمان می زند، نبودنمان را دقیق تر از سُرَنگ پر از هوا! نشانه می رود.. و این همان نقطه ی تکرارِ لحظاتِ تکراریِ ما آدم هایِ تکرارپذیر ست..

شیفتش دادم به تو ..



نقطه به نقطه ی
زندگی را
شیفت داده امش به تو !
از وقتی که شنیده ام
 نیستی ..

یک تا..



تنها!

        یک  "تا"  مانده بود

                                            از

            تو  تاااااااا ..... من

                                                        ..........................


بعضی ها را ..

.. بعضی ها را باید دید.. با بعضی ها باید بود .. از بعضی ها باید گذشت.. با بعضی ها باید ماند.. بعضی ها را باید فراموش کرد.. بعضی ها را باید تا انتها خواند و از روی بعضی ها باید نوشت .. از بعضی ها باید دل کَند و بعضی ها را باید دوست داشت..
تو را هم...باید یک دل ِ سیر...خیره شد و دل باخت .....

بیا..


بیا کمی هم بِنِشین،
پایِ لرزِ خربزه هایی!
که خورده ای ..

بد عادتی شده است..

.
.
.

ببین جانم;
اینجا عادتشان است، عشق را بیات کنند،
 قاب بگیرند
و
 
به دیوارِ دلِشان بزنند...
وَ  زیرِلب
برای دوست داشتن
 فاتحه ای بخوانند
و
فراموشش کنند ..


برای فرزانه ی عزیزم..

مگر می شود...



نرسیدن یعنی;
از برهانِ خُلف هم !
نشود،
به تو رسید!
.
.
.
ومن حتی!
دویده ام تمامِ تو را، یک نفس،
ولی مگر می شود به تو رسید ..